برچسب:
نویسنده: آرین احمدی
برچسب:
نویسنده: آرین احمدی
برچسب:
نویسنده: آرین احمدی
برچسب:
نویسنده: آرین احمدی
برچسب:
نویسنده: آرین احمدی
برچسب:
نویسنده: آرین احمدی
برچسب:
نویسنده: آرین احمدی
برچسب:
نویسنده: آرین احمدی
برچسب:
نویسنده: آرین احمدی
کی فکرش رو میکرد توی قرن ۲۱ ام ویروسی بیاد که آدمها رو درو کنه ... مثل برگریزان ... قلب انسان به درد می آید ..... ۱۰ ماه است که قرنطینه ایم ... مدرسه ها تعطیل است رستوران نمیرویم مسافرت نمیرویم ... ۱۰ ماه است که کیک هم نخورده ایم !! کی قراراست این کابوس تمام شود ....
برچسب:
نویسنده: آرین احمدی
روزهای آخر سال ۹۹ ایم . بچه ها و خودمون یک ساله که توی خونه ایم ... خسته و درمانده و کلافه ... و وضعیتی که معلوم نیست تا کی ادامه داره ...منم و بچه هایی که به شدت حساس شدن و فقط منتظر یک جرقه اند تا شعله ور بشن و منی که سعی میکنم خونسرد باشم ... بفهممشون ... درکشون کنم و همدلی کنم ... بشنومشون .... ولی گفتن اینها خیلی ساده و راحت ! وسط دعواشون وقتی میشنوی که مهربان داره سعی میکنه حرص ستاره رو دربیاره یا وقتی میبینی خیلی قلدرانه وسایلش رو بر میداره ولی
برچسب:
نویسنده: آرین احمدی
آمدم بعد از حدود ۹ ماه اینجا اعترافی را بنویسم .....
« هیچ وقت فکرش را هم نمی کردم که با رفتنش ناراحت شوم و آرزو کنم زودتر برگردد ... !!!» باورت میشود آیا ؟؟؟؟
همه چیز تغییر کرده .... من ، او ..... فقط یک چیز همیشه ثابت است !! زمان همه چیز را تغییر خواهد داد .... مطمئنم ....
برچسب:
نویسنده: آرین احمدی
برچسب:
نویسنده: آرین احمدی
به همین زودی کلاس دوم هم تمام شد و چند ماه دیگه دختر کوچولوی من یک عدد کلاس سومی میشه !
نمی دونم چرا ولی از بزرگ شدنشون می ترسم ! دلم هُری میریزه از اسم کلاس سوم ، چهارم ، پنجم و .... دوست دارم من همیشه همون مامان ۲۵ ساله بمونم و دخترکم هم همون کوچولوی شیرین دو ، سه ساله !
بگذریم ....
توی این دنیا چیزی جز دلهره و ترس وجود نداره !
برچسب:
نویسنده: آرین احمدی
اون اتفاقی رو هم که فکر می کردم نیفتاد .....
.
.
بگذریم .....
مهربان من مشغول درس و مدرسه ست غرق در دوران کودکی و ....
.
برچسب:
نویسنده: آرین احمدی